|
جورواجور از هر دری سخنی با خوانندگان عزیز
| ||||||||
|
|
نگاهی به فهرست معروفترین دختران متولد دهه 60، ثابت میکند که بحران ازدواج در بین این گروه از خانمها خیلی جدی است. طبق این آمار، تنها 10 درصد خانمهای بررسی شده متأهل هستند؛ یا بهتر بگوییم، فقط یک نفر از میان این جمع 10 نفره! آنها با افراد عادی فرق دارند و به هرحال معروف هستند و... ولی آیا شهرت دلیل خوبی برای ازدواج نکردن دخترهاست؟ ادامه مطلب شهین خانم و مهین خانم توی خیابون به هم رسیدند، بعد از کلی احوالپرسی و چاق سلامتی.... شهین خانم پرسید :راستی از دخترت چه خبر؟ دوسالی باید باشه که ازدواج کرده، از زندگیش راضیه؟ بچه دار شد؟ ادامه مطلب آیا می دانید که : فقط یک ایرانی استعداد چت کردن همزمان با ۱۸ آی دی یاهو رو داره؟ آیا می دانید که : فقط یک ایرانی هنگام دور زدن با ماشین، بجای استفاده از راهنما، دستش رو بیرون از ماشین میاره! ادامه مطلب روزی شیوانا متوجه شد که باغبان مدرسه خیلی غمگین و ناراحت است. نزد او رفت و علت ناراحتیاش را جویا شد. باغبان که مردی جا افتاده بود گفت: راستش بعدازظهرها که کارم اینجا تمام میشود ساعتی نیز در آهنگری پای کوه کار میکنم. وقتی هنگام غروب میخواهم به منزل برگردم هنگام عبور از باریکهای مشرف به دره جوانی قلدر سرراهم سبز میشود و مرا تهدید میکند که یا پولم را به او بدهم و یا اینکه مرا از دره به پائین پرتاب میکند. ادامه مطلب حکایت اینگونه آغاز می شود که دو دوست قدیمی در حال عبور از بیابانی بودند. در حین سفر این دو سر موضوع کوچکی بحث می کنند و کار به جایی می رسد که یکی کنترل خشم خودش را از دست می دهد و سیلی محکمی به صورت دیگری می زند. دوست دوم که از شدت ضربه و درد سیلی شوکه شده بود بدون اینکه حرفی بزند روی شنهای بیابان نوشت: « امروز بهترین دوست زندگیم سیلی محکمی به صورتم زد.» ادامه مطلب جانی کوچولو با پدر و مادر و خواهرش سالی برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودن به مزرعه. مادربزرگ یه تیرکمون به جانی داد تا باهاش بازی کنه. موقع بازی جانی به اشتباه یه تیر به سمت اردک خونگی مادربزرگش پرت کرد که به سرش خورد و اونو کشت.
ادامه مطلب آنچه همه باید بدانند فرض کنید ساعت 6:15 بعد از ظهر است و شما بعد از یک روز کاری سخت غیر معمول به خانهتان بر میگردید (البته به تنهایی). شما به شدت خسته و غمگین هستید. ناگهان یک درد شدید در ناحیه سینه خود احساس میکنید که به طرف بازو و نیز به آرواره شما زبانه میکشد. فاصله خانه شما تا نزدیکترین بیمارستان حدود هشت کیلومتر است. متاسفانه، نمیدانید که آیا میتوانید تا رسیدن به بیمارستان تحمل کنید یا نه؟ شما آموزش کمکهای اولیه (CPR) را بلدید، اما نمیدانید چگونه این کمکها را روی خودتان انجام دهید. ادامه مطلب |
|||||||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||||||||